این مطلب رو مجبور شدم دوباره بنویسم چون مشکلات بلاگفا باعث شد!
دیشب بعد از 2 هفته از تهیه بلیط رفتیم کنسرت گروه آریان. بلیط را قبلا از خود شرکت ترانه با زیرکی تهیه کرده بودم و جایگاه ما نیز VIP بود. ما ساعت 9.30 بلیط داشتیم اما از 8.45 اونجا بودیم و واقعا شلوغ بود خصوصا مسیر ورودی به پارکینگ. نمیدونم چرا ورودی سالن همایشهای برج میلاد رو اینطوری درست کردن که تو اوج درخواست ورود کلی الکی تو ترافیک می مونی. اولین بار بود که اونجا را میدیدم و باید بگم که سالن مجهز و باکلاسی هست.
نکات جالبی دیدم که عبارتند از:
- هنگام ورود بازرسی بدنی شدیم احساس کردم دارم سوار هواپیما میشم!!!
- ورودی آقایان و خانمها جدا بود مثل فرودگاه اما کنار هم نشستن انان مجاز بود!!!
- فیلمبرداری با موبایل آزاد بود ولی با دوربین ممنوع!! حالا یکی نیست بگه آخه الان دوربین موبایلها و مموری داخلشون از دوربین ها هم بهتره!! خوبه اسپانسر کنسرت ال.جی هست و اینا نمیدونن!!!
- در تمام مدت کنسرت یکسری ادم هیکلی شیک پوش !! بین مردم راه میرفتن که گویا جزء مجریان برنامه بودن و البته مودبانه مراقب بودن مبادا کسب برقصه!! خوب اگر قرار بود کسی هیجانشو خالی نکنه میموند خونه یا میرفت سینما نه اینکه 50 تومن بده و بشینه سر جاش فقط موزیک گوش کونه.
به معنای واقعی کنسرتمونم ایرانیزه هست که اگر کسی از خارج بیاد ببینه خندش میگره. قضیه مثل حجاب خانمها هست که ایرانیزه شده نه به آزادی غربیه هست نه به اسلامی بودن کشورهای عربی. فقط مخصوص خودمونه و بس. تو ایران یک کنسرت عصار رو هم برم ببینم دیگه بسه و بقیه پیشکش!!
+
نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 18:19  توسط یک داروساز
|
دیروز با شنیدن خبر توقیف همشهری دلم گرفت. جدا از مسایل سیاسی که باهاش کاری ندارم من روزنامه همشهری رو خیلی دوست داشتم و از بچگی باهاش بزرگ شدم و هر روز یکجورایی میخوندمش. خبر توقیف این یکی دیگه خیلی ناراحتم کرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 7:42  توسط یک داروساز
|
اگر بازم این قطع و وصل شدن بلاگفا ادامه داشته باشه بزودی به یک جای دیگه نقل مکان میکنم. اینقدر یک سرویس دهنده را بی نظم ندیدم. من وبلاگ نویس حرفه ای نیستم اما دوست دارم همون گهگداری که میام تا بنویسم همه چی اماده باشه
نمی دونم نظر شما در این مورد چیه؟
+
نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 15:36  توسط یک داروساز
|
خیلی دلم میخواد زود به زود آپ کنم اما به دلیل کمبود وقت نمیشه!!
خیلی ها از شماها شاید بخواین از دوران تخصص و اینا بدونین من میخوام تو مطالب آیندم در این مورد بنویسم.
منتظرم باشین.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 7:39  توسط یک داروساز
|
۱. هوا سرده و شما زیر پتو تو داروخانه بزور داری میخوابی و ساعت ۴ صبحه. یک نفر میاد در میزنه که خواب نازو ازت میگیره. پا میشم ببینم چی میخواد. می بینم یک جوان با تیپ امروزی و چشمهای قرمز که مطمئنم طرف خفن دراگ زده. همینطور هم داشت سیگار بعده نعشگی شو میکشید که به من گفت ٍerecto میخوام و منم فقط حیران مونده بودم آخه این وقت صبح داروی سکس دیگه چرا؟
۲. شما دوباره خوابید و یکی میاد میگه " یک قرص سرماخوردگی واسه کودک ۱.۵ ساله میخوام با طعم توت فرنگی" و من
. آخه بابا جان همچین چیزی تا حالا ساخته نشده که!! میگم ۱.۵ ساله شربت داره و میرم میارم براش و طرف میره. نیم ساعت دیگه برمیگرده و من دارم کم کم حاضر میشم برم سر کار بعدی که یارو میگه آقا این چیه که دادی من استمینوفن میخواستم و من
. طرف خودشم نمیدونست چی میخواد بعد که من راهنماییش کردم فهمیدم قطره استامینوفن طعم دار میخواد. بهش دادم .طرف گفت من راننده آژانسم ببخشید و اونیکه منو فرستاده رسما من را ... و من با این پرسش از داروخانه اومدم بیرون که اون دیگه کی بوده صبح زود آژانس گرفته بره یک داروی ساده بگیره
. به نظر شما آدمی که بچه داره نباید داروهای ضروری و شیر خشک و پوشک را برای مواقع اضطراری تو خونه داشته باشه؟ اگر تو همچین موقعی اون چیزی که میخوایم پیدا نکنیم باید چکار کنیم؟
۳. یکم گلوم میخواره فکر کنم دارم سرما میخورم. امسال برای اولین بار واکسن آنفولانزا زدم ببینم چه زمستونی دارم چون من معمولا زیاد سرما میخورم!!!!!!!!!
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 8:14  توسط یک داروساز
|
دیشب با دوستامون رفتیم فیلم هفت رنگ. از سر بیکاری بود و لاغیر چون من مدتهاست که سینما نمیرم چون فیلما به دلم نمیچسبن اینم مثل بقیه. اولش نمی خواستم برم اما به خاطر اینکه یک شب همه دوستان با هم باشیم قبول کردم. اگر ندیدینش اصلا طرفش نرین که یک فیلم فارسی دهه ۵۰ با کیفیت امروزی هست. من موندم نیکی کریمی چرا باید تو یه همچین فیلمی بازی کنه؟ فکر کنم اوضاع جیب اینقدر خرابه که اونا هم مجبورن!! ولی ا عطاران و بقیه همینی هستن که همیشه بودن فرقی به حالشون نمیکرد.
یکسری به رستوران ریحون تو جردن کوچه کاج آبادی بزنین. نون و کبابش خوبه و برای یک دور هم بودنه کوچک مناسبه خصوصا با توجه به کیفیت و مکانش از نظر قیمت هم متوسطه. فقط حواستون باشه یکم تو حساب کتاب کردن ضعیفن به نفع خودشون لایی رد میکنن اما با دقت شما در فاکتور قابل مچ گیریه!! دیشب به پیشنهاد من رفتیم اونجا تا لااقل فیلم که خوب نبود اما غذا خوب باشه!!
پل مدیریت صبحها افتضاحه اخه به دلیل نبود تاکسی و این چیزا مردم تا وسط اتوبان میان بعد دیگه چمران و مسیر سعادت آباد بند میاد و من هر روز صبح فکر میکنم که این مسئله آسون چرا باید اینقدر حاد باشه که اعصاب همه بهم بریزه؟ چرا با مردم این طور رفتار میشه که حقشون نیست؟ اگر من و تو صبح با انرژی سر کار حاضر بشیم میدونین چقدر کار انجام میشه؟
کم کم میخوام از این داروخانه که هستم برم. به نظرم یکجا موندن اصلا خوب نیست اون ارزشو احترام کم کم میره. یکسری کارا حالا میشه وظیفه. این جابجایی و پوست انداختن لازمه.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 7:57  توسط یک داروساز
|
چقدر سخته تلاش شبانه روزی وقتی قدر شما رو نمیدونن ...
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 7:51  توسط یک داروساز
ساعت ۴:۳۰ بامداد هست و شما خوابید. هوا سرد و بارانی طوری که هیچ آدم عاقلی رختخواب گرم خودشو به بیرون رفتن ترجیح نمیده. یک ۲۰۶ SD ترمز میکنه و ادامه داستان....
بیمار: سلام
من: سلام بفرمایید
بیمار: دکتر گفته برای بچه ام بخور سرد بخرم دارین؟ چنده؟
من:
داریم اما باید صبح بعد از ساعت ده بیاین الان مسئولش نیست و قیمت را هم ندارم.
بعد از کلی اصرار طرف میره اما من میمونم و بیخوابی بعدشو این فکر که طرف پیش خودش چی فکر کرده این وقت صبح اومده. گیرم واقعا دکتر گفته ، خوب تو که الان نرفتی، همون دیشب سر حوصله میومدی میخریدی. الان چه وقته نشون دادن دستگاه و تست کردنو انتخاب رنگه ....
+
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 7:31  توسط یک داروساز
|
از سال ۸۳ سوم آبان همیشه برام یک روز دوست داشتنی بوده و امسال هم. سعی کردم همیشه یکجوری اون را پاس دارم و امسال نیز. امیدوارم که سالها بتونیم به هم این مناسبتها را تبریک بگیم و کادو بخریم!!
عزیزم تولدت مبارک
پ.ن : سوم آبان علاوه بر اینکه تولده تو هست سالگرد شروع این راه هم هست. اولین روزی که رسما تو دانشکده واستادم تا حرف بزنم با کسی که تا ۴ سال قبلش حتی بهم سلام هم نمی کردیم. آخه من اصلا تو دانشکده نبودم اگرم میومدم یکم سر کلاس بودم بعد دودر میکردم یا اصلا تهران بودم یا تو خونه داشتم درس میخوندم یا داروخانه بودم!!!!!!!!!!!!
وقتی خواستم که با تو شروع کنم چقدر تلاش کردم به یه بهونه بیام جلو و اتفاقا شانسی پی به تاریخ تولدت بردم و با اون عروسک که هنوز داریمش اولین کادو و اولین لبخندها شروع شد 
البته ما سالگرد های زیادی تو نیمه دوم سال داریم که اولیش اینه و بعدیش نیز در راهه پس این سالگردمون هم علاوه بر تولدت مبارک 
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:34  توسط یک داروساز
|
این مطلب رو از سایت تابناک انتخاب کردم بخونید جالبه
حالا میفهمم که چرا همیشه ما عقب هستیم:
كدخبر: ۶۹۳۸۹
تاريخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۸۸ -
وعده شیرین به دانشجویان دکترا در دستانداز بروکراسی
حمایت مالی از دانشجویان دوره دکترا، ضرورتی است که در بسیاری از دانشگاههای دنیا مورد توجه قرار میگیرد. در واقع این اقدام برای آن صورت میپذیرد که دانشجویان دکترا، فکر و وقت خود را به جای تامین معیشت، برای پژوهش و تحقیق در زمینه تحصیلیشان و تدوین نتایج آن در قالب رساله متمرکز کنند، اما ضمن آنکه از اوايل سال گذشته خبری با این مفهوم که قرار است در دانشگاههای کشورمان نیز چنین نظامی برقرار شود، منتشر شد و هرچند که حتی گرفتن چنین تصمیمی نیز خود اقدامی مبارک بود، اما وعدههای داده شده تا به امروز محقق نشده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، همواره داشتن وقت کافی برای مطالعه و پژوهش و همچنین تدوین رساله پایان دوره دکتری و حتی کارشناسی ارشد دغدغه قاطبه دانشجویان این مقاطع در کشورمان بوده است.
در واقع جدای از دانشجویانی که از وضعیت مالی مناسب خانوادگی برخوردارند و آنها حاضر به تامین هزینههای زندگیشان در حد مطلوب برای تمرکز بر فعالیتهای پژژوهشی و علمیشان هستند، ديگر دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی سالهاست که با چنین مشکل بزرگی دست و پنجه نرم میکنند.
این موضوع هنگامي حادتر میشود که دانشجویان این مقاطع تاهل اختیار کرده و جدای از هزینههای خود باید هزینه خانواده را نیز تامین کنند.
این گزارش میافزاید، هرچند مبلغ اعلام شده برای اختصاص به دانشجویان مقطع دکترا ـ 500 هزار تومان ـ حتی از میزان درآمد اعلام شده برای یک خانوار در خط فقر هم برای شهری مثل تهران، که البته بیشتر دانشجویان دکترا نیز در دانشگاههای این شهر تحصیل میکنند، پایینتر است اما در شرایط کنونی اختصاص چنین مبلغی میتواند حداقل از تعدد مشاغل دانشجویان این مقطع که عموما با دستمزدهایی پایینتر از استحقاق علمی و تحصیلیشان در دستگاهها و نهادهای مختلف دولتی و خصوصی مشغول به کار میشوند، کاسته و امکان بیشتری برای آنها در جهت تمرکز بر موضوعات پژوهشی فراهم میکند.
در ادامه این گزارش اضافه میکند؛ متأسفانه در سالهای اخیر، مسأله «پرداخت حقوق به دانشجویان دکترا» به یک سوژه تبلیغاتی تبدیل شده و علیرغم تأکید بر آن در مقاطع مختلف و توسط مسئولان مختلف، هرگز اجرایی نشده است. در دو سال اخیر، بارها و بارها اخباری مبنی بر پرداخت حقوق به دانشجویان دکترا در رسانهها منتشر شده است، اما هرگز نتیجهای در بر نداشته است و حقوقی به دانشجویان دکترا پرداخت نشده است.
که بخشی از این اخبار را در ادامه مرور میکنیم:
فروردین 87:
پايگاه اطلاع رساني دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 27 فروردين 1387: اعلام جزئيات پرداخت حقوق ماهيانه به دانشجويان دکتري از سال جاري
پرداخت حقوق به دانشجويان دکتري از مهر ماه هشتاد و هفت...
آبان 87:
سایت خبری تابناک، ۳۰ آبان ۱۳۸۷، کد خبر 26117 : پرداخت حقوق به دانشجويان دکترا
مشاور وزير علوم و مدير کل دفتر وزارتي اظهار داشت: بر اساس اين مصوبه که در راستاي جلوگيري از اشتغال به کار دانشجويان دکتري و کاهش طول دوره تحصيل اجرا ميشود، ماهانه در حدود 500 هزار تومان کمک هزينه تحصيلي به اين دانشجويان تخصيص مييابد.
آذرماه 87:
روزنامه ایران، شماره 4100 ، 25/9/87 : آیيننامه پرداخت و ميزان حقوق دانشجويان دكترا ابلاغ شد
روزنامه سرمایه، شماره 906 ، دوشنبه 25 آذر 1387: میزان حقوق دانشجویان دکترا تعیین شد
خبرنامه آموزش عالی، سه شنبه 25/9/1387: آيين نامه پرداخت و ميزان حقوق دانشجويان دکتري ابلاغ شد.
مديركل امور پژوهشي وزارت علوم از نهايي شدن آیيننامه حمايت مالي از دانشجويان دكترا خبر داد...
وي اضافه کرد: ميزان اين کمک هزينه که با هدف کمک به دانشجويان دکترا براي تامين بخشي از کمک هزينه زندگي شان پرداخت ميشود بين 60 تا 80 درصد حقوق مربي پايه يک يعني بين 250 هزار تا 450 هزار تومان است.
اردیبهشت 88:
سایت خبری فردا، ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۸، كدخبر: ۸۱۰۷۸ : دانشجویان دکتری به زودی حقوق میگیرند
وی اظهار داشت: سال آینده به طور حتم این اعتبار هزینه میشود و ممکن است قبل از سال تحصیلی آینده نیز در اختیار دانشجویان قرار گیرد...
مهرماه 88:
خبرگزاری ایسنا، دوشنبه 06 مهر 1388، كد خبر: 8807-00757 ، مدير پژوهشي وزارت علوم خبر داد: پرداخت ماهيانه 500 هزار تومان به دانشجويان دكتري از امسال، عدم اشتغال شرط دريافت كمك هزينه
روزنامه جام جم، دوشنبه 06 مهر 1388، شماره خبر: 100918521802: دانشجويان دكتري ماهانه 500 هزار تومان ميگيرند.
به گفته بختياري، دانشجويان ورودي 87 از نيمسال اول تحصيلي و دانشجويان ورودي 88 از نيمسال دوم تحصيلي تحت پوشش اين طرح قرار ميگيرند.
این خبرها تنها بخشی از وعدههای اجرایی شدن یک تصمیم خوب بود که متاسفانه نحوه پیگیریها برای اجرایش خود سبب ایجاد نوعی نارضایتی در میان دانشجویان مقطع دکتری شده است.
در همین باره یکی از دانشجویان دکترای مهندسی صنايع دانشگاه علم و صنعت برای «تابناک» نوشته است: «متأسفانه پیگیری روند این اخبار، نتیجهای جز یأس و بیاعتمادی ندارد و ما كه هنوز هيچ چيزي نديدهايم. به جاي پيگيري امور سياسي بياساس لطفا روي اين موضوع مانور دهيد، بلكه دولت متوجه شود كه دانشجو کسی نيست كه هر بار با يك خبر بيپایه بتوان او را پي نخودسياه فرستاد.»
گفتنی است، بنا بر پیگیریهای «تابناک» از دانشجویان مشخص شد که تاکنون این وعده عملی نشده است. از نظر ما هرچند اراده دولت بر انجام این مهم قابل تقدیر و تحسین است اما به نظر میرسد سهلانگاری در پیگیری موضوع و اجرایی کردن آن خود به موضوع آزار دهندهای برای این دانشجویان تبدیل شده است. از آنجا که هدف از انتشار این خبرف شفاف سازی و بیان واقعیت بوده است، «تابناک» آمادگی دارد دیدگاه مسئولان امر را در این زمینه بازتاب دهد.
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:19  توسط یک داروساز
|